الشيخ أبو الفتوح الرازي
449
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اگر زاد ندارد و در ره سؤال كند و مىشود بتسكّع نيز از حجّ اسلام مجزى نباشد ، و چون مال يابد اعاده حجّ بر او واجب بود . و مالك گفت : اگر زاد دارد و قادر باشد بر رفتن ، حجّ بر او واجب باشد . و اين مذهب اصحاب ظاهر است ، تمسك كردند بقوله تعالى : وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا ( 1 ) . . . ، و هو جمع راجل . و جواب از اين آن است كه : قديم تعالى وصف آيندگان به حجّ كرد كه بعضى از ايشان سوار باشند و بعضى پياده ، و نگفت كه : آنان كه پياده باشند بر ايشان واجب باشد آمدن . فامّا كمّيّت زاد [ و كيفيّت راحله چنين گفتند : زاد كاف ] ( 2 ) و راحلة مبلغة ( 3 ) و قوّة مؤدية ، و اين جمله آن تفصيل است كه در باب شرايط برفت ، زاد چندان بايد كه او را كفايت باشد در آمدن و مقام كردن و باز آمدن . و امّا « راحله » ، چنان بايد كه غلبه ظنّ آن بود كه برساند او را ، و امّا رجوع با كفايت شرط است بنزديك ما و بنزديك شافعى ، و اگر نباشد او را حج واجب نبود مگر آنگه كه صنعتى داند يا ضيعتى دارد كه رجوع كند با آن . و اگر متاع و عقار دارد به مقدار آن كه به او حجّ توان كردن [ هم واجب بود او را . و اگر سرايى دارد ( 4 ) ] ( 5 ) مسكن و خادمى كه خدمت او كند ، واجب نباشد او را صرف كردن آن در باب حجّ . و شافعى را دو قول است : يكى چنين كه ما گفتيم و اين ظاهر مذهب اوست . و يكى آن كه : واجب باشد . فامّا آن كس را كه پير پير ( 6 ) باشد و بر راحله نتواند بايستادن ، بر او واجب آن است كه كسى را بفرمايد تا از او ( 7 ) حجّ كند ، چون باقى شرايط حاصل باشد ، و هو على قول على بن ابى طالب - عليه السلام . و اين مذهب شافعى است و ثورى و ابو حنيفه و اصحابش ( 8 ) ، و عبد اللَّه بن المبارك و احمد و اسحاق ، و همچنين باشد حكم آن كه او را بيمارى ( 9 ) مزمن باشد و اميد برء نبود . و بنزديك مالك فرض حجّ از او
--> ( 1 ) . سوره حج ( 22 ) آيه 27 . ( 2 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : متبلَّغه . ( 4 ) . مب و . ( 5 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز افزوده شد . ( 6 ) . وز : پر پر ، دب : پيرى پير . ( 7 ) . مر : تا براى او . ( 8 ) . مب و عبد اللَّه مسعود . ( 9 ) . مب : بيماريى .